این شماره، دیسِ پارسا به رپریه که تورش رو «سالد اوت» اعلام کرد، ولی درِ سالن یه چیزِ دیگه گفت: بلیتِ صد و هشتاد و ارلیبردِ صد و بیست، لینکِ فروشی که ساعتِ نه باز شد و ساعتِ دوازده بسته شد، سالنی با دویست و پنجاه صندلی که وقتی لینکِ فروش بسته شد صد و نود بلیتش روی دست مونده بود، شصت تا اسمِ لیستِ مهمون که نصفشون نیومدن، و صورتجلسهٔ شمارشِ درِ ساعتِ یازده و نیم که نود و شیش نفرِ پولداده رو ثبت کرد — بعدش سهمِ سی درصدِ سالن، ده درصدِ «تبلیغات» و یه بندِ «هزینهٔ نور و صدا» که همون دو تا لامپِ سقف بود.
جاده هم جزئیات داره: صبحِ پنج با صندوقِ پر و یه ضبط، شش ساعت راه و رسیدِ بنزین، شهرِ دومی که ساعتِ ششِ عصر با یه پیام کنسل شد و دو هفته بعد «فرو رفت» نوشته شد، شهرِ سومی که اصلاً سالن نبود و تالارِ عروسی بود با دیجیِ خودش، سه تا آهنگ و یازده دقیقه تا پلاگ، جعبهٔ سی تاییِ تیشرت که چهار تاش رفت، و عکسِ صفی که از کافهٔ بغلی گرفته شد و با سه تا کپشنِ مختلف سه بار منتشر شد. پارسا از همون اتاقِ دو متری جواب میده: تا بلیت چاپ نشه تور اعلام نمیکنم، درِ سالن رو خودم میبینم، صورتجلسه میخوام.
بیتِ trap-drill با ۸۰۸ سنگین و اسنیرِ خشک، فلوهای دابلتایم رو روی هم سوار میکنه و هوک گفتاریه، نه ملودیک: «سالد اوت نوشتی، سالد اوتِ چی؟ لینک رو بستی، در رو کی شمرد؟» برای جادهٔ شبانه، موقعِ جمعکردنِ وسایلِ سالن، یا وقتی میخوای بینِ یه پوستر و یه صورتجلسه، دومی رو بشنوی، صدا رو بالا ببر.